تولد 1 سالگی سامیار
سامی کوچولوی من یک ساله شده وای خدای من چه زود گذشت ،چه لحظه های تلخ وشیرینی رو من وسامی تجربه کردیم، از استرس روز تولد سامی تا لحظه شیرین اولین دیدار که تو رو تو بغل من گذاشتن ، از اون واکسن زدنها وشب تب کردنهای سامی تا خنده ها وذوق کردنهای قشنگ سامی، از اون دل دردهای لعنتی تا دست دستی و سر سری کردنهای سامی ملوس مامان ، از اون بستری شدنت تو بیمارستان که مامان نص...
نویسنده :
مامان الی
14:03









